Storyline
کائنهای از سطحی دیگر تصمیم می گیرد به زمین بیاید تا ببیند انسان ها چگونه زندگی می کنند؛ او آنجا با مردی شرور مواجه می شود که سعی دارد از او به نفع شخصی خود استفاده کند. فرشته به تومار می آید تا با مردم زمین زندگی کند و با انسان ها همزیستی می کند، با جادوگری به نام سلیمان آشنا می شود که کشف می کند تومار چشم جادویی دارد و ترغیبش می سازد تا با او همکاری کند؛ سلیمان به حسد نسبت به خواهر زنش، یاسمین، او را مورد تجاوز قرار می دهد و از این امتیاز بهره می برد تا خزانه هتل را که سلیمان و تومار ارائه می دهند، بدزدد، اما آنان موفق به تعقیب پلیس نمی شوند.