Storyline
ابن حمیدو یک افسر پلیس مخفی است که به همراه همکارش حسن به یک منطقه ماهیگیری نزدیک سوئز میرسند که در آنجا قاچاق مواد مخدر انجام میشود. آنها با دو خواهر، عزیزه، کوچکتر و حمیده، بزرگتر آشنا میشوند. آنها اتاقی در خانه پدرشان اجاره میکنند و به دو دختر عاشق میشوند. عشق آنها میتوانست به ازدواج منجر شود اگر نه اینکه الباز افندی میخواست عزیزه را به همسری بگیرد و سعی کرد حسن را از میان بردارد. الباز همچنین در تجارت مواد مخدر دخالت دارد. بنابراین آنها او را زیر نظر میگیرند تا بقیه باند را دستگیر کنند.