Storyline
بیان چهرهای زیبا به نام پیانوییست برای کنسرت خیریه به توکیو میآید و نگهبان شهر نیز آنجا است. اما موسیقی برای او مهارت نیست. او به دنبال یادگیری زبان عشق است. ناامیدی واژهای است که با مرگهای مشکوک آغاز میشود. یکی دیپلمات خارجی به طرز سردی کشته میشود. عوامل مخفی خیابانها برای یافتن میکروچیپ گمشده جستوجو میکنند. و درگیریهای دیپلماتیک حول کنسرت آینده میچرخد تا نینا پیانو نواز و پدربزرگش کلاوس ربوده شوند. طوفان انفجار نارنجکها، لرزش جیپ فالکون و درخشش کلیدهای پیانو صحنه را برای نگهبان شهر: امگنوم .۳۵۷ میسازند. نمایش باید ادامه یابد.