سحرگاه
The Witching Hour
ویکتور در غم مرگ پدرش سوگوار است اما در پاسی از شب، موجودی اسرارآمیز که ادعا میکند پدرش است، ذهن ویکتور را با افکار آزاردهنده عذاب میدهد.