اپرای صابون دانوب
Danube Soap Opera
ساکنان کوویلج در جزایر دانوب دامنه دامدارانی هستند. مارکو، مالک ده اسب و حدود بیست گاو و سایر دام ها، با رُمایی به نام کامر دوستی خوب دارد که به فروش دام ها در بازارهای محلی کمک می کند. ژیلکو، جوانی که پِیربرانِ اسب است، روستاییان را در تلاش برای نجات دام ها در بهار دو هزار و شش از سیل بزرگ هدایت می کند. خدمتگزار جذاب آنا توجه جوانان کوویلج را جلب می کند. زندگی و کار در کنار دانوب، ارتباط میان مردمان رُما و محلی ها را برقرار می کند و در مراسم روستایی همچون تولدها و ایام پاتریم ماندگار می شوند. پس از روابط عاطفی ناموفق، آنا و چند تن از دوستانش تصمیم می گیرند روستا را ترک کنند و به دنبال خوشبختی در سوی دیگر دانوب بروند.