گریه ای، مرد عزیز
Gråt elskede mann
نیکولای به دنبال تنهایی است تا در آرامش کار کند و به خودشناسی برسد، زمانی که ایلنی از دریا برمی خیزد. او نیز به دنبال خود است، اما همچنین به دنبال پیوندهای مشترک با مردم. اماوا فکر می کند او یک مار در باغ عدن است که نیکولای را وادار به انجام کارهای نادرست می کند.