عشق باید درک شود
Love Must Be Understood
منشی استنوگراف مارگیت قرار است ۳۰۰۰ مارک را برای رئیسش، آقای پلاومان، به بانک ببرد، اما او وقتش را با خرید در ویترینها تلف میکند و در نهایت در برابر در بستهای میایستد. او آقای پلاومان را به درسدن دنبال میکند، جایی که او با این باور که پول در بانکی به عنوان پیشپرداخت واریز شده، میخواهد یک کنترل از راه دور جدید از مخترع لامباخ خریداری کند. از آنجا که ماشین پلاومان در راه خراب میشود، مارگیت زودتر به آنجا میرسد و در اتاق هتلی که به نظر خالی میرسد استراحت میکند، که بعداً معلوم میشود اتاق لامباخ است. در همین حال، خود لامباخ تحت نظر پسرعمو حسود نامزدش است که نمیتواند صبر کند تا او را در حال عمل ببیند...